Photo by Taylor Aiello on Unsplash
فعالیتهایی یک فرد در زندگی رو میشه به چهار شعله تشبیه کرد:
- خانواده (زن و بچه)
- دوستان (تفریح)
- کار (پول)
- سلامتی
و خودِ فرد، یک منبع محدود گاز. در نتیجه مجموع گازی که به شعلهها میرسه ثابته و فرد فقط میتونه نسبت شعلهها رو تنظیم کنه.
و باوری وجود داره که کسی نمیتونه بیشتر از دو تا از این چهار شعله رو بالا نگه داره. معمولاً اولین واکنش آدم وقتی با این حقیقت روبهرو میشه، اینه که دنبال راه دور زدن میگرده. «اگر مربی ورزش بشم، شعلهی کار و سلامتی یکی میشه» ولی آدم خودش رو نمیتونه گول بزنه. اگر شما به هدف ضبط ویدیو (و نتیجتاً پول درآوردن) ورزش کنی، همچنان شعلهی سلامتی رو پایین نگه داشتی. اگر فقط برای سلامتی خودت ورزش کنی، نمیتونی پول معنیداری از کارت دربیاری. در نتیجه به جای دور زدن، بهتره آدم اولویتهاش رو برای خودش مشخص کنه.
البته این به این معنا نیست که شما باید جایی در زندگی اولویتهاتون رو مشخص کنید و تا آخر عمر به همونها بچسبید؛ بلکه من معتقدم هر کسی در هر بازهای از زندگی باید اولویتهاش رو بازنگری کنه و مطمئن باشه که در مسیر بیشینه کردن خوشحالیش داره حرکت میکنه. و دقیقاً نکتهی مهم همینه: تعریف خوشحالی در هر لحظه برای هر کسی متفاوته. من در بازههایی از زندگیم فکر میکردم اگر در عمرم کاری که جهان رو تغییر نده انجام ندم بیهوده خواهم مرد؛ اتلاف اکسیژن. ولی در حال حاضر چنین عقیدهای ندارم و بیشتر تلاش میکنم اطرافیانم رو خوشحال کنم.
در بازههایی از زندگیم فکر میکردم عمر کوتاه و پر از خوشی بهتر از عمر طولانی و زندگی آرام و کمدغدغه ست. الان برعکس فکر میکنم. و کاملاً محتمله که به هر دلیلی در هر لحظهای از زندگیم دوباره برگردم به همون عقاید قبلی که در حال حاضر به نظرم مسخره میان.
با این که به نظر میاد این چهار شعله کاملاً مستقل از همان و هیچکدوم جای دیگری رو نمیتونن بگیرن، اما از دید من شعلهی سلامتی اندکی از بقیه مهمتره و اگر بهش کمتوجهی کنید، عملاً ظرفیت کپسول گازتون کم میشه و نمیتونید بقیهی شعلهها رو هم روشن نگه دارید.
آشنایی من با این نظریه از طریق پادکست Ear Biscuits بود که توسط Rhett & Link، یوتوبرهای مورد علاقهم، درست میشه. تو اون اپیزود مهمانشون Michael Stevens (معروف به Vsauce) بود. از 59:21 میتونید در این باره گوش بدید:
برای مطالعهی بیشتر: